|
|
چرا مراقبه می کنیم ؟ کاهش اضطراب و نگرانی ، ایجاد آرامش ، رفع خستگی ، کند کردن مراحل پیری ، تقویت حافظه ، احساس حس روشن هدفمندی وحتی شفابخشی فقط تعداد اندکی از فایده های بسیار زیاد مراقبه هستند . هنگامی که پی می بریم مراقبه روشی برای برقراری ارتباط آگاهانه با خداوند است همه ی فایده های دیگر اهمیت خود را از دست می دهند . مهمترین دلیل برای این که مراقبه را به بخشی از فعالیت ها ی زندگی روزمره تبدیل کنیم این است که با انرژی مقدس خود به نیروهای معنویت بپیوندیم و نیروی منشا آفرینش یعنی خداوند را دوباره به دست آوریم . با مراقبه می توانیم قانون وفور نعمت انرژی خلاق را که در درون مان ساکن است به جریان اندازیم . به وسیله ی مراقبه به جای اینکه درباره ی خداوند مطالبی بیاموزیم از طریق تجربه ی مستقیم او را می شناسیم . اما برای ایجاد تغییر و تحول در زندگی و داشتن زندگی پربارتر باید منیت خویش را مهار کنیم . منیت چیست؟ منیت عقیده ای است که درباره ی خود و همیشه همراه مان داریم این که واقعا چه کسی هستیم . همه ی ما منیت داریم و گاهی اوقات نیز برایمان مفید وسودمند است اما به هر حال منیت سبب جدایی انسان از خداوند می شود . بیشتر ما با افکار منیت خود را می سازیم که : من با آن چه انجام می دهم شناخته می شوم من با آن چه دارم تعیین هویت می شوم من از خداوند جدا هستم من همانم که دیگران درباره ام می اندیشند من در این دنیا از همه کس جدا هستم من از آن چه در زندگی از دست می دهم جدا هستم هرگاه خود را فقط با منیت که محور اصلی آن دنیا مادی و فیزیکی است شناسایی می کنیم از توانایی ها و اختیاراتمان کاسته می شود . منیت ترجیح می دهد ما را در این دنیای مادی سرشار از مشکلات و کشمکش ها درگیر کند . منیت عقیده ما در این باره است که چگونه در واقعیت دنیای مادری در امان و دوست داشتنی باشیم . وقتی فقط درگیر توهمات منیت هستیم از منبع و منشأ خویش جدا شده ایم و ما را از شناخت پرودگارمان باز دارد . با اندک تغییری در این عقیده می توانیم مهار کردن منیت را آغاز کنیم . وقتی تصمیم می گیریم منیت را مهار کنیم فرصتی به دست می آوریم تا در مراقبه ارتباطی آگاهانه با خداوند برقرار نماییم و خداوند را از طریق تجربه مستقیم بشناسیم.یک قطره باران به پیوستن به رودخانه شاد می شود ، منیت مهار نشده نیز درمسیر تجربه ی الهی قرار خواهد گرفت . قدم گذاشتن در این مسیر در حقیقت ورود به حیطه ی وحدانیت پرودگار است . یگانگی خداوند بخشپذیر نیست یکی از ویژگی هایی که سرچشمه ی وجودی ما را از دنیای مادی متمایز میکند بخش ناپذیری آن است . یگانگی هرگز به قسمت های جداگانه تقسیم نمی شود . به ماهیت و چگونگی سکوت توجه کنید . گفته شده است که صدای خداوند فقط سکوت است فرقی نمی کند که شما چه روشی را برای تقسیم سکوت انتخاب می کنید به هر باید بدانید که سکوت همیشه سکوت است و هرگز بخش پذیر نیست . این ونبع و سرچشمه ی تقسیم ناپذیر وحدانیت در جایی وجود دارد که عمل خلقت و آفرینش صورت می گیرد . یگانگی بخش ناپذیر در حقیقت نوعی انرژی خلاق است که دانه ی کوچکی را به درخت افرا ، هندوانه، انسان و یا هر موجود زنده ی دیگری تبدیل می کند این انرژی خلاق با چشم فیزیکی دیده نمی شود در همه جا حضور دارد و هرگز بخش پذیر نیست . ما نمی توانیم یگانگی را تقسیم کنیم . مراقبه روشی است که تا در همان زمان که دارای جسم فیزیکی هستیم بتوانیم نزدیکترین تجربه را دردوباره پیوستن ب منبع و منشأ خود و حضور در قلمرو یگانگی او داشته باشیم . این کار مستلزم مهار کردن منیت است . مراحل آرام سازی ذهن را آغاز می کنیم در حالی که بیشتر و بیشتر در رسیدن به سکوت باطنی مهارت می یابیم به جریان آرامش خداوندی در تمام وجود خود پی می بریم . ما به طور غریزی در جست و جوی راهی برای پیوستن به خالق خود هستیم . سکوت یا مراقبه راهی برای ارتباطی آگاهانه به خداوند است . از محدودیت های دنیای مادی دوگانه فراتر رویم و دوباره قدرتی را به دست آوریم که فقط زمان اتصال داشتن با سرچشمه ی وجودی خویش در دسترس ماست . من این امر را پر کردن شکاف می نامم . در این شکاف یا فاصله می توانیم خلق کنیم ، استعدادهای خود را نمایان کنیم، شفا دهیم ، زندگی کنیم و کارهای مان را به شیوه ای معجزه آسا انجام دهیم این شکاف همان سکوت نیرومند درونی است که با مراقبه می توانیم به آن برسیم . هدف مراقبه وارد شدن به شکاف بین افکار است در آنجا وارد مکانی معنوی می شویم نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385 ساعت 21:6 توسط Donato شکاف بین افکار ، مکانی بسیار عالی و شگفت انگیز است . معجزه ها در این مکان به وقوع می پیوندند. هر انسانی بین افکار خود این شکاف را دارد . با خواست و اراده ی خود می توانید به این شکاف رخنه کنید و فعال سازی ابعاد متعالی بشر از قبیل بینش ، شهود، خلاقیت و هم چنین اوج کارآیی او را تجربه کنید . در این مکان می توانید به آسایش ، شور و شعف ، سعادت جاودانی و آرامش ناشی از برقراری ارتباط آگاهانه با خدا پی ببرید این نکته بسیار مهم را به خاطر بسپارید که در هر لحظه ای که بخواهید می توانید به این مکان فوق العاده وارد شوید . قدرت این شکاف همیشه در دسترس شماست . مهم نیست که در جلسه ای کاری هستید یا درگیر بحث داغی شده اید ، یا حتی سوار اتوبوسی بسیار شلوغ هستید . شما مالک این شکاف هستید هیچ کس نمی تواند آن را از شما بگیرد . در ورودی این شکاف پیوسته باز و در دسترس است وقتی روش های ورود به شکاف را آموختید و در به کارگیری آن ها مهارت پیدا کردید پی می برید که اغلب به انرژی های شگفت انگیز این مکان معجزه آسا پناه می برید . هیچ کس نخواهد فهمید که شما در ترافیک سنگین ، جایی که همه انسانهای پیرامون تان غرق در اضطراب ، نگرانی و ناامیدی اند ، همه ی ناهماهنگی ها را از سر بیرون کرده اید و حتی برای یک لحظه هم که شده آرامش برخاسته از آن شکاف را برگزیده اید . انجام این کار نیرویی دوباره به روح تان می بخشد و به شما تذکرمی دهد که به جای تحقیر خویش برای خود ارزش و احترام قایل شوید . شما از افرادی که این لحظه را فرصتی برای دلخور شدن می دانند دوری کرده اید و وارد شکاف شده اید . اکنون از این مکان برای آرام بودن استفاده می کنید پی بردن به چگونگی ورود به شکاف با خواست و اراده ی خود و با جند تصویر ذهنی درونی کوتاه چنین ارزشی دارد . این شکاف به شما شیوه ای برای گوش سپردن ، آموزش خواهد داد که در گذشته هرگز آن را تجربه نکرده اید . اکنون از واژه ی ( گوش سپردن ) استفاده کنید و واژه ی ( سکوت ) را بسازید . هنگامی که گوش بسپارید سکوت را احساس خواهید کرد و اگر سکوت کنید در سطح جدیدی از گوش سپاری، خواهید شنید . این شیوه را در شکاف بین افکارتان امتحان کنید سپس آن را در تمامی کنش ها و واکنش ها ی خود به کار گیرید . با سکوت ، گوش فرا دهید . در این مکان ساکت که شکاف نامیده می شود می توانید با خداوند ارتباطی آگاهانه برقرار کنید . در حالی که سفر خود را آغاز می کنید برایتان عشق و آرامش آرزو می کنم . دکتر وین دایر نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385 ساعت 21:4 توسط Donato مراقبه روشی برای برقراری ارتباط آگاهانه با خدا « از طریق فراز و فرود قدرتهای بزرگ ، از طریق آفرینش گروهی از نمادهای مادی شگرف که به رویاهای ما شکل می بخشند ، ازطریق کلید های سحر آمیز ساخته بشر که با آنها اسرار خلقت را می گشاییم ، از طریق همه اینها ما قدم قدم و مرحله به مرحله به سمت کاملترین درجه ی شناخت روح خود پیش می رویم .» « بله ، همه ما انسان ها هم چون مسافرانی هستیم و مدتی قدم بر روی این کره ی خاکی می گذاریم که میراث راستین ماست . ما همواره آگاهی خویش را گسترش می دهیم ، همیشه در جست و جوی وحدتی متعالی تر هستیم و پیوسته به یگانه حقیقت جهانی که داناترین است و همه چیز را در بر می گیرد نزدیک تر می شویم .» نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 ساعت 10:14 توسط Donato نظریه فلاسفه در شناخت جن ملاصدرا : جن از اجتنان به معنی پنهانی و پوشیدگی است ... لذا ما فرشته و جن را نمی بینیم در حالی که شیطان و جن ما را آشکار می بینند و ما به آنها ایمان غیر عیانی داریم . ابوعلی سینا :در کتاب حدود خود می گوید : جن حیوانی است هوائی ، ناطق ، دارای جسم و قدرت تشکل به اشکال مختلف . فارابی : جن موجودیست غیر ناطق وبرایش مرگ هم وجود ندارد . غزالی : ملائکه ، جن و شیطان موجوداتی هستند قائم به نفس ، مختلف الحقائق بین نوعهای خود . ابن خرم : در کتاب الفصل می نویسد : طائفه جن امتی هستند دارای عقل ، فکر و تمیز که به ایشان از طرف خدا وعده و وعید نازل شده و آنها نیز پذیرفته اند ، آمیزش می کنند ، اولادی از آنها بوجود می آید و مرگ نیز آنها را در بر می گیرد و تمامی مسلمانان نیز بر این نظر توافق و اجماع دارند . جنیان دارای اجسام لطیف ، شفاف و هوائی هستند یعنی زندگی در هوا و زمین برای آنها امکان دارد زیرا عنصر آنها از آتش است . همچنانکه عنصر انسانها از خاک است . فخر رازی در مباحث استعاذه گفته : همه توافق دارند که جن و شیطان دارای جسم کثیف یعنی قابل رویت مانند حیوانات و انسان نیستند . بلکه اجسامی هستند هوائی یعنی در هوا هم زندگی می کنند مثل انسان سنگین نیستند و بشکلهای گوناگون متشکل می شوند . دارای عقل ، فهم و قدرت هستند کارهای طاقت فرسا را قادرند انجام دهند ماوردی در کتاب اعلام النبوه گفته : جن موجودی است دانا ، ناطق ، دارای تشخیص می باشد ، آمیزش و تولید مثل می کنند ، و مانند انسانها می میرند . اجسامشان از چشم پنهان است لکن وجود آنها از آثارشان فهمیده می شود مگر خداوند توانایی دیدن آنها را به کسی عنایت کند . انسانها بوسیله کتب الهی و از قوه متخلیه که آثارش روشن است آنها را میشناسند . قاشانی : جن نفوس ارضیه با بدنهای لطیفه مرکب می شوند که حکمای فارس آنها را صور معلقه گویند . زیرا آن نفوس با بدنهای لطیف تجسم پیدا می کنند به همین ملاحظه ملقب به ثقلین شده اند . فرا : جن موجودی است مرکب و ممثل یعنی به مثالهای گوناگون می افتد ، هم می تواند از انظار پنهان شود و هم می تواند قابل رویت گردد . برخلاف اعتقاد معتزله که گفته اند جن موجود رقیق و لطیف است به همین جهت قابل رویت نمی باشد و گفته اند شیاطین توانایی تغییر در خلقتشان را ندارند برای آنها ممکن نیست . ابن تیمیه : هیچ یک از مذاهب مسلمین در وجود جن با یکدیگر اختلاف ندارند ، حتی جهود و کفار هم بر وجود جن معتقدند ، زیرا وجود جن در اخبار پیامبران با تواتر معلوم و ثابت شده است . گروه خاص و عام همه بر وجود جن معترف و معتقد هستند و کسی انکار نکرده ، جز گروه بسیار کمی از فلاسفه نادان و بی اطلاع. نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385 ساعت 18:31 توسط Donato جهان مربوط به جن عالمی است بسیار گسترده .جهان جن جهان تکلیف و مسئولیت و بازخواست وخطاب و عقاب و قدرت دریافت رسالت و انذارو بشارت است از آنجا که کتاب مقدس قرآن می فرماید :« جن و انس را نیافریدم مگر اینکه به یکتایی مرا پرستش کنند ، و از آفریدن آنها هیچ گونه برای خود رزق و طعامی را اراده نکردم» .سوره ذاریات آیه 55و 56 یعنی خلقت آنها برای ادای تکلیف است و در جهان تکلیف ، جن با انسان فرق نخواهد داشت . و در جهان جن مسئوولیتهای فردی و اجتماعی وجود دارد و افراد جن مکلف به وظایف و دستوراتی می باشند چنان که در کتاب مقدس قرآن خداوند تبارک و تعالی می فرماید : « ای گروه جن و انس ، آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو می کردند و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می دادند ؟ آنها می گویند ( برضد خودمان گواهی می دهیم ) و زندگی پرزرق و برق دنیا آنها را فریب داد و به زبان خود گواهی می دهند که کافر بودند ».سوره انعام آیه 130 از این آیه استفاده می شود ، همانطوری که انسانها مکلفند ، جهان جن هم دارای تکلیف است پیامبران و امامان معصوم برای آنها هم مبعوث شده اند . جن چگونه موجودی است ؟؟ یکی از موجودات نادیدنی جن است برخی از دانشمندان غربی وجود جن را انکار کرده اند زیرا به چشم دیده و و به دست لمس نمی شود . دلیل بر انکار مساله این است که مادی گری برآنها غلبه کرده است . متاسفانه این تفکر غربی ها بر بعضی متفکرین مسلمان نیز تاثیر گذاشته است تا آنجا که یکی از دانشمندان اسلامی ، منظور از جن در قرآن کریم را میکروب دانسته است و بعضی دیگر جن را موجود خیالی پنداشته و برای آن وجود خارجی قائل نشده اند کتاب مقدس قرآن می فرماید : « جن موجودی است که از آتش بوجود آمده » سوره الرحمن آیه 15 نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385 ساعت 23:16 توسط Donato |
This Template Designed By Persian SDR Band - CopyRight © 2006 All Rights Reserved